X
تبلیغات
شهرم كره اي

قالب پرشین بلاگ


شهرم كره اي
مکان زندگی :

امروزه محل زندگی طایفه ی چهارراهی در استان فارس در مرکز بخش سرجهان در شهر کره ای است.محل زندگی این طایفه در دوران گذشته بختگان است که این مورد را بهتر است از زبان نویسنده ی کتاب فارسنامه ی ناصری بخوانیم

 

1.      ۲- جزیره‌های دریاچه‌ی نی‌ریز
حدود 10 جزیره بزرگ و كوچك دریاچه‌ی نی‌ریز دارد به شرح زیر كه عموماً صخره‌ای هستند. صاحب فارسنامه ناصری نام سه جزیره كه در دریاچه‌ی نی‌ریز قرار دارد را بیان می‌كند:
الف: جزیره‌ی بسترم:
در دریاچه‌ی نی‌ریز مشهور به «پیچكان» نزدیك به سه فرسخ میانه شمال و مغرب نی‌ریز است درازی آن سه فرسخ، پهنای آن از نیم فرسخ بیشتر است. آب چاه آن شیرین است.
ب: جزیره علی یوسف:
در دریاچه‌ی بختگان مشهور به «پیچكان» نی‌ریز نزدیك به دو فرسخ در سمت جنوب قریه آباده‌ی طشك افتاده است. درازای آن نزدیك به شش فرسخ، پهنای آن از سه فرسخ بیشتر است. آب شیرین آن از چاه و جای قشلاق طایفه چارراهی است.
پ: جزیره منك:
در دریاچه‌ی بختگان مشهور به پیكان نی‌ریز افتاده درازی آن نزدیك به پنج فرسخ، پهنای آن نزدیك به دو فرسخ آب شیرین آن از چاه است...

اصل و نسبم کیست

گروه مرکزی خاندان زند

در سال 1331 خورشیدی محمد خان زند مشهور به امیر شوکت ، از نوادگان لطفعلی خان زند در روزنامه ایران در تهران یک آگهی درج می کند که کسانی که دارای شجره نامه ای حاکی از وابستگی به خاندان زند دارند مدارک خود را برای دریافت کارت به تهران ارسال دارند که پس از این اقدام برای افراد زیر کارت خاندان زند صادر شد .

 

1- اسدالله بوستانی صاحب امتیاز روزنامه اجتماع ملی و مالک و عضو انجمن شهر شیراز

2-  ناصر کرونی – تاجر فرش در بازار شیراز

3- امیر کرانی – بازاری در شیراز

محمد باقر کرانی فرزند مرحوم امیر کرانی و تاجر فرش شیراز در سال 1380 اظهار می داشت که در سشیراز و خارج از شهر شیراز حدود 1200 خانوار کرانی وجود دارد که ایشان در حال نوشتن کتابی در  زمینه کرانی ها می باشد ( هنوز چنین کتابی چاپ نشده است ) وی خود را لر می دانست و از بازماندگان لرهای زندیه

4-    نیازمند –مدیر دفتر ازدواج در شیراز

5-    پور زند وکیل دادگستری  مقیم شیراز

6-     پور زند مقیم شیراز

7-    قاسم خان نگهبان از روستای کره ای در مرکز بخش سرچهان شهرستان بوانات در شمال فارس که ایشان کلانتر طایفه چهارراهی بوده است.

پس از این نوشته نتیجه میگیریم که طایفه ی چهارراهی یکی از طوایف با اصل ونسب و ریشه دار بوده که روزگاری پهنه ی ایران زمین در دستانشان بوده و همیشه تاریخ از پدران و نیاکانشان همچون کریم خان زند به بزرگی وصداقت و با تدبیر بودن یاد خواهد کرد

 

[ یکشنبه 1391/07/23 ] [ 1:45 PM ] [ ali karim ]
تو مگه قسم نخوردي دلمو تنها نذاري

روبروم نشستي اما از غريبه کم نداري

روبروي من نشستي توي چشم تو ستاره

از صداي تو شنيدم که دلت دوستم نداره

تو مگه قسم نخوردي دلمو تنها نذاري

هرگز از روز جدايي سخني به لب نياري

حالا روبروم نشستي حرف تو فقط جدايي

تو قسم نخورده بودي که يه دنيا بي وفايي

تو قسم نخورده بودي روزي عشق تو ميميره

نور يک ستاره يک شب جاي مهتاب و ميگيره

[ سه شنبه 1391/03/09 ] [ 11:48 AM ] [ ali karim ]

ترس ما

وحشت از عشق که نه ، ترس ما فاصله هاست ...

وحشت از قصه که نه ، ترس ما خاتمه هاست ...

ترس بیهوده نداریم ، صحبت از خاطره هاست ...

صحبت از کشتن نا خواسته عاطفه هاست .

کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ماست .

گله از دست کسی نیست ، مقصر دل دیونه ماست .

تا سرانجام ، سرانجام گرفتیم به هیچ ...

راهی سفر به هیچستانیم ، گله ای هست که از خود داریم .

چاره ای نیست اگر انسانیم ،

درد ما مرگ تفاهم ،

غم ما ، کوچ محبت ؛

غم ما از بی کسی مردن و رسوا شدنه ،

اینم از عاقبت عشق ، که تنها شدنه !!

[ یکشنبه 1391/03/07 ] [ 12:50 PM ] [ ali karim ]

[ سه شنبه 1391/02/19 ] [ 9:13 AM ] [ ali karim ]

 وقت رفتن تو گريه حتي نمي داد مجالم


 كه تو رو اون جور ببينم كه بمونه تو خيالم


 مي دونستي سفر تو آخر راهه


 مي دونستي كه نگاهم به تو آخرين نگاهه


 سفرت بخير عزيزم بي بلا تنت سلامت


 مي مونم چشم به راهت حتي تا روز قيامت


 عاقبت بازي تقدير قفل پنجره ها رو وا كرد


 جادوي مه گرفته عاقبت ما رو جدا كرد


 دل ميگه كه برمي گردي اي هميشه بهترينم


 فرصتي مي ده زمونه كه بازم تو رو ببينم

 

[ سه شنبه 1391/02/19 ] [ 9:6 AM ] [ ali karim ]


یکی بهم باد بده که فراموش کنم

یکی بهم یاد بده که نابود کنم

یکی ...................

یک..................

ی...............

..............

[ سه شنبه 1391/02/19 ] [ 9:2 AM ] [ ali karim ]
کم کم داره از خودم بدم میاد چرا چرا چرا چرا و چرا من نمی توانم او را فرامش کنم با ان همه نفرت 

ازت بدم TTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTTT

دیگه از حرف Tبدم میاد . علی دیگه ننویس T . چرا چرا چرا چرا چرا چرا و...

[ سه شنبه 1391/02/19 ] [ 8:59 AM ] [ ali karim ]

نميدانم چرا ؟

               كجا ؟

                       تا كي ؟

                                   براي چه ؟

 ولي رفتي

 بي انكه

   به فكر غربت چشمان من باشي



[ سه شنبه 1391/02/19 ] [ 8:53 AM ] [ ali karim ]

........................................بــــــــــا تــــــمــــــام دل...............
..................... با تمام دل....با تمام دل با تمام دل......با تمام دل
.............. با تمام دل...........با تمام دل. با تمام دل...........با تمام دل
.......... با تمام دل......................با تمام دل.....................با تمام دل
........ با تمام دل..........................................................با تمام دل
...... با تمام دل.............................................................با تمام دل
..... با تمام دل..............................................................با تمام دل
..... با تمام دل.............................................................با تمام دل
....... با تمام دل.........................................................با تمام دل
........ با تمام دل......................................................با تمام دل
...........با تمام دل.................................................با تمام دل
..............با تمام دل...........................................با تمام دل
.................با تمام دل.................................... با تمام دل
.....................با تمام دل............................با تمام دل
........................با تمام دل....................با تمام دل
..............................با تمام دل.........با تمام دل
..................................با تمام دل با تمام دل                  

..............................    دوستت دارم تا ابد


[ سه شنبه 1391/02/19 ] [ 8:50 AM ] [ ali karim ]


سلام می کنم از روی مهربانی / سلام میکنم از روی شادمانی

سلام می کنم تا جان دارم / که خواننده این سلام را دوست دارم
.
.
آن حرف که از دلت غمی بگشاید / در صحبت دل شکستگان میباید
هر شیشه که بشکند ، ندارد قیمت / جز شیشه دل که قیمتش افزاید...
.
.
گل نشکفته در باغ امیدم / ز باغ زندگانی قصه چیدم
ندیدم من ز دنیایم وفایی / به قلبم غصه و غم را چشیدم...
.
.
همین مسیر را مستقیم بروی میرسی به دو راهی
یک راه به من ختم می شود، آن دیگری به ختم من...

[ دوشنبه 1391/02/18 ] [ 12:56 PM ] [ ali karim ]
در دادگاهه عشقم متحم دلم و قاضی قلبم و حضضار جمعی از عاشقان و دلباختگان قاضی جرمم را دلباختن به تو خواند و عاشق تو شدن حکمم را ادام خواند و در پای چوبه دار آخرین خواسته ام را خواستن و من گفتم به تو بگویند دوستت دارم

[ دوشنبه 1391/02/11 ] [ 7:37 PM ] [ ali karim ]
علی  که سر بزند در این بیشه زار خزان زده شاید دوباره گلی بروید شبیه آنچه در بهار بوییدی پس به نام زندگی هرگز نگو،هرگز
[ دوشنبه 1391/02/11 ] [ 7:33 PM ] [ ali karim ]



تمامی مزرعه

کافر صدایش میزدند

گل آفتاب‌گردان کوچکی را که

عاشق باران شده بود!


" ؟ "


[ دوشنبه 1391/02/11 ] [ 7:28 PM ] [ ali karim ]
زندگی مواجهه ابدی انسان است با انتخاب ...

به نظر می رسد که هر انتخاب مثل خطی است که بر صفحه ی سفید هستی خود می کشیم .

بسیاری از آدم ها که انتخاب هایشان خوب نیست در طول زندگی مجموعه ای از خط های کج و کوله و نامفهوم تولید می کنند که هیچ معنای روشنی ندارند.

اما آنها که انتخاب های درستی دارند ؛ رفتارهایشان خطوط متوازن و معناداری را به وجود می آورد ؛

چیزی شبیه به یک تابلوی نقاشی

[ دوشنبه 1391/02/11 ] [ 7:22 PM ] [ ali karim ]

بغض
 
هر آهنگی که گوش میدهم
به هر زبانی که باشد
بغضم را میشکند ...
نمی دانم
بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است ...!!

[ شنبه 1391/02/09 ] [ 8:9 PM ] [ ali karim ]

[ شنبه 1391/02/09 ] [ 10:25 AM ] [ ali karim ]



































بی تو فردایی ندارم ، ای تمام زندگانی

ای همیشه از تو روشن ، روزگاران جوانی



ای سرشته  روح و جانم ، با هوای عنبرینت

ای تو  پاشیده به قلبم ، رنگ و بوی ارغوانی



بی تو  دنیایی ندارم ؛ ای  شکوه سبزه زاران

چون کویرم! همچو چشمه ، در دل و جانم روانی



این زلیخای دلم را ، کرده ام زنجیر عشقت

بی تو چون یوسف به چاهم ، ای ندای آسمانی



شام یلدای زمانم ، بی تو ای نور صداقت

شب اسیر خسته جان را ، تو امید جاودانی



روز من  تار و شبم تار، سرنوشتم غرق غصه

بعد تو تاریک تاریک ، تا به کِی این سرگرانی ؟



آید آن روزی که یک دم ، با تو و یادت نشینم ؟

لحظه ایی از خاطر تو ، بگذرد هم آشیانی ؟



جستجوکردم همه عمر ، من نشانت، همچو مجنون

لیک در  دشت دل من  ، هم چو آهویی دوانی


[ شنبه 1391/02/09 ] [ 10:15 AM ] [ ali karim ]

نمیدانم

در کوچه های سرد و نمناک شهر

گام هایم را مغرورانه بر پوسته ی تاریک شب می نهادم .

صدای جغد های شوم و ناله های بی کسی گوش هایم را می خراشید.

 حضور اشباهی را در لابه لای سنگ فرش ها و

 انتهای تاریک و غمبار هر کوچه مرا سخت آزرده می ساخت.

 نفس هایم سخت شده بود .

 قلبم به آرامیِ قدم هایم ناقوسش را به صدا وا می داشت .

 نمی دانستم در این نا کجا آباد تنهایی به کدامین امید چنگ زنم.

 به عقل و منطق و فلسفه؟!!

 در زمانه ای که شیری خردمند اسیر هوس های خرگوشِ بازیگوشی خواهد شد و

 منطق سلطانیِ خود را در بازیهای کودکانه ی ایام به حراج می گزارد!!

 یا به عشق و عاشقی؟!!

 لفظی که در کوچه های چشمک و عشوه و ناز به قرانی بیش نمی ارزد

 و خروار خروارش را فریب بر دوش می کشد.

 نمی دانم

 نمی دانم ...

 اما به امید شکوفه ی کوچک لب قرمزی که فردا صبح به خورشید سلام می کند

 دستور تپیدن را برای قلبم صادر خواهم کرد.

[ یکشنبه 1390/12/07 ] [ 9:21 AM ] [ ali karim ]
ميسپارم دست خدا اگه دوستم داشتي بيا .............................................T
[ یکشنبه 1390/12/07 ] [ 9:19 AM ] [ ali karim ]
در راه رسيدن به تو گيرم كه بميرم

                     اصلا به تو افتاده مسيرم كه بميرم

يا چشم بپوش از من و از خويش برانم

                    يا تنگ در اغوش بگيرم كه بميم

بي تو فردايي ندارم

[ چهارشنبه 1390/09/09 ] [ 6:33 PM ] [ ali karim ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

شهرم کره ای . پاتوق برو بچ باحال کره ای
امکانات وب